ای بنده من

خدایا! می دانی که گونه هایم به نوازش ملایک محتاج است و بی کوثرت، هیچ آبی تشنگی روحم را فرو نخواهد نشاند.
بی نور مهربانی ات، نگاه سردرگمم به سیاهی خواهد رسید.
می دانم بی مساعدت تو، خوابی سنگین، گوش هایم را و قلبم را خواهد ربود.
خدایا! تازه زبان گنگم با تو حرف زدن را می آموزد و دست هایم، کورمال کورمال به دروازه های اجابتت می رسد.
خدایا! به تو پناه می برم از چشم هایی که دوباره گمت کنند و از دست هایی که رهایت سازند.
خدایا! به تو پناه می برم از جذام بی تفاوتی که دوباره به سراغم بیاید.
به تو پناه می برم از آنچه از درگاهت رانده شده است.
تو را به هر آنچه خوب است، برای روز مبادایم بمان که بی تو پوچ خواهم بود.
خدایا! خوی رمضانی ام را از من مگیر.

/ 0 نظر / 22 بازدید